وانیل - تاریخ: 1402/5/19 ساعت: 19:26
دوستدختر عزیزم خانه نیست و دلم برایش تنگ شده. کیک پختهام و خانه بوی وانیل گرفته است. میخواهم برای دوست عزیزی که چند روز دیگر مهاجرت میکند، کیک مورد علاقهاش را درست کنم؛ کیک شیفون وانیلی با فیلینگ کرم دیپلمات و تکههای موز.دارم کارهایم را انجام میدهم. درس میخوانم و احساس خوبی دارم نسبت به خودم. جمعه ی...
حب وطن/ تتو - تاریخ: 1402/5/19 ساعت: 19:26
این چند روز که درگیر جمع و جور کردن و مهمانیهای پیش از مهاجرت دوست عزیزم بودم، دلم عجیب سنگین شده.من عاشق ایرانم و بعضاً پیش آمده که از حجم این عشق گریه کردهام. دلم میخواهد وقتی خودم از ایران میروم، چیزی از آن را به همراه داشته باشم اما نمیدانم چه. حالا که اینها را مینویسم بغض گلویم را فشار میدهد. د...
دلتنگی - تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 17:58
دلم برای دوستدخترم تنگ شده. زمانهایی که به شهر مادریام برمیگردم و مدتی را در آنجا سپری میکنم، دلم برای آدمی که در گذشته بودم تنگ میشود؛ نه بدین معنی که زندگی آن موقع خیلی عالی بود یا زندگی الان غرق در گه است، خیر، صرفاً حسی که دارم یک حس نامشخص و مبهمیست که نمیدانم چطور باید با آن کنار بیایم. Adbloc...
خیلی پراکنده - تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 17:58
۱. وقتی فهمیدم که بیمار است، کم سن و سال بودم و در اوج جوانی. دوستش داشتم و نمیدانستم چطور باید با غم عظیمی که از ناکجا بر من مستولی شده، فائق بیایم. گریه میکردم و تا خود سپیدهدم بی صدا زار میزدم و صبحها با چشمای ورم کرده و بیرمق بیدار میشدم. افسردگی کشداری داشتم و بیماری لاعلاج او هم من را به کلی ا...
سوال - تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 17:58
کارهایم زیاد شده. غروب با دوستدخترم یک ساعتی پیادهروی کردیم و آمدیم خانه و شام خیلی سبکی خوردیم. بعد از شام کمی کارهای عقب ماندهام را انجام دادم و دوستدخترم گفت که خسته است و میخواهد بخوابد. دلم نیامد تنهایش بگذارم و لپتاپم را آوردم توی تخت و همان حین که نوازشش میکردم، اندک کاری هم انجام دادم. کارها...
پاره شدن کون - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 21:36
قرارداد جدید خانه را بستم و کونم پاره شد. قرارداد نسبتاً بدی را امضا کردم و دوبار تا پای فسخ رفتم و برگشتم که البته تقصیر صاحبخانه بود و گیر در کار او قرار داشت. آه خدایا. چقدر دیروز و امروز پراسترس و پرمشقت گذشت. Adblock test (Why?)
یک اپیسود افسردگی - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 21:36
حالم به وضوح خوب نیست. گاهی اوقات دلم برای دورانی که تنها بودم تنگ میشود. نمیدانم که داشتن این حس در رابطه سالم است یا نه. راستش را بخواهید دلم بیشتر برای مواقعی تنگ میشود که میتوانستم بد احوال باشم و به کسی توضیحی ندهم؛ نگویم چرا خوب نیستم یا چه افکاری دارد مرا از پا درمی آورد. انگار انسان بعضی اوق...
قول - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 21:36
تولدم بود. سنم زیاد شده و بسیار پیر شدهام اما همچنان مشکلاتم پا برجاست.این را اینجا نوشتم که یادم بماند در تولد چند سالگیام تصمیم به تغییر مسئلهی دیرینهام گرفتهام. Adblock test (Why?)
بزرگ و خرفت شدهام. - تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 13:13
از آخرین یادداشت من در اینجا سالها گذشته. من زندهام و چهار پنج سال پیرتر شدهام حالا. زندگی چقدر تغییر کرده و دنیا دگرگون شده. امروز که این را مینویسم دلار ۳۲ هزار تومن است. Adblock test (Why?)
چرندیات - تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 13:13
اینجا را نگه داشتهام برای خودم و فقط خودم. چه تصمیم فوق العادهای گرفته بودم و چقدر باخردم من. نوشتن در این جا مثل لخت شاشیدن در خانهی خالی است.  Adblock test (Why?)
سی و چهار - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:18
هدف از زنده بودن چیست؟
سی و شش - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:18
فراموش شدن.
چهل - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 18:18
فراموش شدن-فراموش کردن-مردن.
چهل و سه - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 22:57
امشب هم گذشت و زیربار غمهایم شکستهتر شدم. چهقدر همه چیز مضحک و بیمعناست.
چهل و یک - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:56
برای استمرار دلیلی باید وجود داشته باشد و برای هر دلیل ،کششی. حالا دیگر تابستان تمام شده و پاییز و زمستان بالاخره از راه خواهند رسید.دیگر بهانه ای نمانده.
چهل و دو - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 5:56
آسمانش را گرفته تنگ در آغوشابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.باغ بی برگی،روز و شب تنهاست،با سکوت پاکِ غمناکش.سازِ او باران، سرودش باد.جامه اش شولای عریانیست.ور جزاینش جامه ای باید .بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد .باغبان و رهگذران نیست .باغ نومیدانچشم در ر...
سی و نه - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:24
هیچ وقت فراموش نکنید که جایی را صرفا برای خودتان و فقط خودتان باقی بگذارید. نشانی آن هم را با خود به گور ببرید..
بیست و هشت - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:00
ترس عجیبی از ادامه دادن در دلم افتاده است.
بیست و نه - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:00
مردم سوریه که بیدار شوند خواهند دید که جنگ جدیدی آغاز شده است. به همین سادگی.
سی - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 6:00
[Hysteria-Muse] تصور کنید زندگی خوب و همسر جوانی دارید و همه چیز بر وقف مرادتان است.یک روز صبح -طبق معمول همیشه- از خواب بیدار می شوید اما به جای این که در تخت خوابتان باشید، در یک استوانه ی شیشه ای محتوی مایعی آبی رنگ محبوس شده اید و دو ایلین با چهره هایی که چیزی بر روی آن ها قرار ندارد به استوانه