برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا
دلم برای دوستدخترم تنگ شده. زمانهایی که به شهر مادریام برمیگردم و مدتی را در آنجا سپری میکنم، دلم برای آدمی که در گذشته بودم تنگ میشود؛ نه بدین معنی که زندگی آن موقع خیلی عالی بود یا زندگی الان غرق در گه است، خیر، صرفاً حسی که دارم یک حس نامشخص و مبهمیست که نمیدانم چطور باید با آن کنار بیایم.
برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا
چهقدر همه چیز مضحک و بیمعناست.
برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا
حالا دیگر تابستان تمام شده و پاییز و زمستان بالاخره از راه خواهند رسید.دیگر بهانه ای نمانده.
برچسب:
نویسنده: نگین زارعینیا